آنیساآنیسا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

نی نی نازم

هفت ماهگی

1392/1/25 17:57
نویسنده : الناز
690 بازدید
اشتراک گذاری

آنیسای نازم سلام

خیلی وقته برات ننوشتم  و از این بابت خیلی شرمنده ام .خجالتکلی حرف برات دارم و نمی دونم از کجا شروع کنم

روزی که رفتیم برای واکسن شش ماهگی حالت اصلا خوب نبود و حالت تهوع و استفراغ خیلی بی حالت کرده بود ولی خوب دکتر تاکید کرد که واکسن ربطی به بیماری نداره و باید تزریق بشه . اینبار خیلی گریه کردی تا حدی که بی حال شدی و فقط نگاه می کردی .بمیرم برات که زیر چشات گود افتاده بود و لاغر شده بودی .

سه بار پیش دکترهای مختلف رفتیم و همشون آمپول ضد تهوع تزریق کردن ولی تاثیری نداشت .عید داشت نزدیک میشد .هر روز دعا می کردم که زود خوب بشی . روز پنج شنبه  که از خونه عزیز برگشتیم داشتی سرفه می کردی و سینه ات یه کوچولو خش خش می کرد . صبح با بابا امیر بردیمت کلینیک فارابی و دکتر گفت خفیفه و برات دارو نوشت منم مرتب داروهات رو سر وقت می دادم تا زود خوب شی .ولی سه شنبه  شب انقدر سرفه کردی تا دیدم نفست تنگ میشه . صبح دوباره بردمت دکتر و وقتی حال منو دید گفت خانم نترس چرک به سینه اش نشسته و علایم برونشیت داره و این استفراغ و حالت تهوع مربوط به آنفلونزا بوده که شدت پیدا کرده و حدود 10 روزطول میکشه تا بهتر بشه. خلاصه که تا 8 فروردین اصلا حالت خوب نبود و بعد اون کم کم بهتر شدی

 آنیسا این اولین عید شما بود درسته که مریض بودی ولی امیدوارم صد سال نوروزهای قشنگ همراه با سلامتی پیش رو داشته باشی

سال نو گلم مبارککککککککککککککک

آنیسای من لحظه تحویل سال 92

10 فروردین به همراه خاله سولماز و خانواده های محترم فامیل رفتیم دیدن مادربزرگ بنده که در شبستر زنگی میکنه و هوای بهاری زیبا روحمون رو زنده کرد و بیشتر توی حیاط بودیم تا شما و سانای ناز خاله اش ویتامین د جذب کنین (حال کردی چه مامان دکتری داری هههههههههه)

نهار هم که طبق روال همیشه جوجه در منقل بود که شما هم بی فیض نموندی

وامااااااااااااااااااااااااااااااا

دخمل زرنگ من اوایل 6 ماهگی تمرین نشستن رو شروع کرد و اواسط این ما قشنگ نشستی.

یادت می گفتم به طرف عقب حرکت می کنی ؟ اواخر ماه هفت خیلی قشنگ چهاردست و پا راه افتادی و الان دیگه تو خونه واسه خودت گشت میزنی ههههههههههههههههه

تازههههههههههههههههه 19 فروردین 7 ماهگیت تموم شد و 22 فروردین دیدم داری تلاش می کنی تا بلند شی

و یه عکس دیگه از دخمل نازم که اومده دم آشپزخونه به مامانش سر بزنه ههههههههه

یه چیز با حال دیگه

بخولمت من که وقتی داری چهاردست وپا می ری مدام می گی ما ما ما ما ما

شاید غیر ارادی باشه ولی من واسه خودم حال میکنم

آفرین به این دخمل زرنگم .دندونات هنوز افتخار رویت ندادن بهمون ولی هرچه دیرتر بهتر مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همه عمرم ، بهونه قشنگم خیلییییییییییییییییی دوستت دارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

زينب
26 فروردین 92 11:36
سلام عزيزم قربونت برم كه اينقدر نازي آنيسا جون خيلي ماه شده الي جان خدا حفظش كنه اميدوارم صد سال با سلامتي و شادي زنده باشه
طیبه
27 فروردین 92 10:20
ای جونم انیسا خاله بزرگ شده سابی خدا حفظش کنه
نفیسه
27 فروردین 92 14:41
سلام الی جونم خیلی دلم برات تنگ شده . . . خدا را شکر که انیسا الان بهتره و ماشالا خیلی پیشرفت داشته باران فقط میشینه و غلت میزنه از طرف من یه بوس محکمش بکن دوست دارم
افسانه مامی پارمین
31 فروردین 92 11:36
ماشالله به این دختر زرنگ . پارمین من هیچ کدوم از این کارهایی که آنیسا جون میکنه رو حال نداره انجام بده آفرین به آنیسای زبل
سانی مامی شادیسا
2 اردیبهشت 92 19:43
وااااااااااااااااااااااااای الی جونمممممممممممم دل منو بردی با این عکسای قشنگ از آنیسا. هزار ماشاله چه جیگری شده خاله قربونش بره.... آفرین به آنیسای زرنگ که هم چهاردست و پا میره و هم اینکه می تونه بایسته. انشاله که سرما خوردگیش هم بزودی خوب خوب شه. بوسه بارونش کن
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی نازم می باشد